اشتباهات متداول در سرمایه‌گذاری


اشتباهات رایج در بازاریابی ویدیویی

بازاریابی ویدیویی از روش های بازاریابی بسیار موثر و موفق است و در صورتی که درست انجام شود نتایج فوق العاده ای برای کسب و کارتان به دنبال خواهد داشت. اما برای رسیدن به این موفقیت نیاز به برنامه ریزی دقیق است. با وجود ابزارها و سرویس های مختلف برای تولید و به اشتراک گذاری ویدیو، این کار نیاز به صرف هزینه و زمان دارد. دانستن “نبایدها” کمک زیادی به افزایش موفقیت تان در بازاریابی ویدیویی می کند. در این مطلب با ما همراه باشید تا بعضی از رایج ترین اشتباهات در رابطه با بازاریابی ویدیویی را با هم مرور کنیم.

ارسال ویدیو فقط در یک پلتفرم

یکی از اشتباهات بزرگی که برخی مشاغل مرتب تکرار می کند این است که ویدیوهایشان را فقط در یک محل منتشر می کنند. این کار باعث می شود بازدیدهای ویدیو به تعداد مورد نظرتان نرسد. بعضی افراد فکر می کنند که درآمدزایی و افزایش ترافیک سایت فقط با یک url میسر می شود که مسلما این طور نیست. البته گاهی اوقات ممکن است یک ویدیوی خاص به صورت اتفاقی محبوب و جزء ویدیوهای پربازدید شود اما اکثر مواقع برای دیده شدن ویدیو لازم است که تلاش زیادی صرف توزیع آن کنید. صرفا ویدیوهایتان را مثلاً در یوتیوب منتشر و آن ها را به حال خود رها نکنید. بلکه سعی کنید در فیسبوک یا سایر شبکه های اجتماعی و پلتفرم های مختلف آن را منتشر کنید. اگر ویدیو زیر یک دقیقه است می توانید آن را در اینستاگرام هم پست کنید.

نداشتن درک و شناخت از مخاطب

برای موفقیت در بازاریابی ویدیویی لازم است که مخاطبین‌تان را بشناسید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که افراد مرتکب می شوند این است که بدون توجه به علائق و ذایقه مخاطبین‌شان سعی به تولید ویدیو می کنند. پس سعی کنید تا جایی که می توانید درباره مخاطبین تان اطلاعات کسب کنید. مثلاً آیا ویدیوهای کوتاه را دوست دارند یا ویدیوهای توضیحی و بلند را؟ از یوتیوب استفاده می کنند یا Vimeo و بقیه پلتفرم ها؟ این نکته در بازاریابی ویدیویی اهمیت زیادی دارد و رعایت نکردن آن باعث مرتکب شدن اشتباه بعدی می شود.

نداشتن استراتژی در بازاریابی ویدیویی

نباید تولید ویدیو را بی دلیل و هدف انجام دهید. هر ویدیویی بدون داشتن یک استراتژی بلند مدت صرفا فقط یک ویدیوست. اگر می خواهید موفق باشید باید به صورت شفاف و البته مختصر اهدافتان را مشخص کنید. نداشتن استراتژی یعنی تلاش بیهوده.

سرمایه گذاری نکردن در تولید ویدیو

دستگاه ها و تجهیزاتی که امروزه افراد استفاده می کنند نیاز به ویدیوهایی با کیفیت دارد. در تولید ویدیو از ابزارهایی استفاده کنید که محصول نهایی، کاملا حرفه ای باشد. اگر تجربه‌ی تولید ویدیو ندارید بهتر است از افراد یا شرکت های متخصص کمک بگیرید. مسلما خیلی از شرکت ها توانایی سرمایه گذاری برای تولید ویدیو را دارند و هر چه سرمایه بیشتری صرف این کار کنید، بازگشت سرمایه و درآمدزایی‌تان قابل توجه تر می شود.

تولید ویدیوهای خسته کننده و بدون جذابیت

ویدیو یک رسانه تصویری است که اگر جذاب یا سرگرم کننده نباشد، شما را به اهداف موردنظرتان نمی رساند. ویدیو را چند بار مشاهده و به جنبه های مختلف آن فکر کنید و این که مثلاً آیا دلیل یا نکته خاصی برای جذب مخاطب دارد یا خیر؟ حتما در تولید ویدیو برای مشغول نگه داشتن مخاطب برنامه ریزی کنید.

تلاش بیش از حد و بی موقع برای فروش

با این که به هر حال ویدیوهایی که تمرکز اصلی شان “فروش” است هم جایگاهی دارند، اما باید از آن ها برای مراحل بعدی قیف فروش استفاده کرد. برای مشتریانی که در مراحل اولیه قیف فروش هستند موضوع ویدیوها باید ارائه چیزی مثل توصیه‌های کاری یا توضیح یک مفهوم خاص باشد که برای مخاطب ارزشمند باشد. لحظه ای که فرد حس کند تمام تمرکز و تلاش شما به فروش رساندن محصولات یا خدماتتان است، علاقه اش به مشاهده مطالب‌تان بشدت افت می کند.

عدم انتقال پیامی واضح

این مشکل به دو موردی که قبل از این اشاره کردیم بر می گردد – یعنی عدم شناخت مخاطبین و نداشتن استراتژی. بهتر است در ویدیو فقط یک یا دو نکته کلیدی مهم وجود داشته باشد تا پیام ها بهتر منتقل شوند. ویدیوها اشتباهات متداول در سرمایه‌گذاری باید کوتاه و متمرکز باشند. سعی نکنید مطالب زیادی را در یک ویدیو بگنجانید. هر ویدیو باید روی یک موضوع، پرسش، کار، فرایند،… خاص متمرکز باشد. اگر ویدیوهایتان روی موضوع خاصی متمرکز نشدند سعی کنید آن ها را به چند ویدیوی مختلف بشکنید.

ادغام نکردن

یکی دیگر از مشکلاتی که بیشتر افراد مرتکب می شوند همسو نکردن ویدیوهایشان با سایر استراتژی‌های محتوایی‌شان است. برای موفق شدن یک ویدیو لازم که آن را با سایر استراتژی‌هایتان ادغام کنید. بشدت توصیه می شود که یک لینک مرتبط در دو خط اول توضیحات قرار دهید.

تشویق نکردن مخاطب به اقدامی خاص

سعی کنید دلیل ساختن ویدیو را فراموش نکنید. معمولا قصد شما این است که افراد بعد از مشاهده ویدیو، کار خاصی را در جهت منفعت بیزنس شما انجام دهند. مسلما قصد شما این است که موافقت آن ها را با گفته هایتان جلب و آن ها را متقاعد به خرید محصولات یا سرویس هایتان کنید. لازم است که چنین نکاتی را اشتباهات متداول در سرمایه‌گذاری در انتها به صورت واضح بیان کنید حتی اگر قرار نیست ویدیو شبیه سخنرانی فروش باشد. ویدیو را طوری تهیه کنید که قصد آن ارائه یک پیشنهاد خاص به روشی قوی و متقاعد کننده باشد.

بهینه سازی نکردن ویدیو

یوتیوب بعد از گوگل بزرگترین منبع جستجو است. هر دوی این پلتفرم ها ابرداده هایی را جستجو می کنند که ویدیو را با یکسری عبارات و کلمات کلیدی همراه می کنند. بسیار مهم است که در تگ ها، عناوین، دسته بندی ها و توضیحات از کلمات کلیدی مرتبط استفاده کنید. این کار به افراد کمک می کند تا بهتر و راحت تر ویدیوی شما را پیدا کنند. حتما این کار را در فیسبوک و هرجای دیگری که ویدیو ارسال می کنید انجام دهید.

عدم ارزیابی و سنجش ویدیو

برای تشخیص این که کار بازاریابی ویدیویی تان را درست انجام داده اید یا خیر باید نتایج را بررسی کنید. فیسبوک و یوتیوب معیارهای خاصی برای این کار دارند اما می توانید از ابزارهایی مثل MediaNest استفاده کنید. ابزارهای تحلیل به شما اطلاعات جامع و عینی ارائه می دهند که می توانید از آن برای بهبود و پیشرفت ویدیوهایتان استفاده کنید. حتی اگر نرخ تبدیلی که به دنبالش بودید را بدست نیاوردید، سعی کنید حداقل، اطلاعاتی را جمع آوری کنید که به شما در تولید ویدیوهای بعدی کمک کنند.

این مطلب را هم بخوانید اگر از محتوای ویدیویی در وبسایت‌تان استفاده نکنید، این سه فرصت را از دست می‌دهید

بخاطر داشته باشید که تمرین در هر کاری باعث قوی تر شدن شما می شود. مسلما اولین ویدیوی شما بهترین نخواهد بود. اما با گذشت زمان و تمرین بیشتر قادر به تولید و انتشار ویدیوهایی با کیفیت بالا خواهید بود. اجتناب از این اشتباهات در بازاریابی ویدیویی راه موفقیت کسب و کارتان را باز می کند.

شناخت خطاها و سوگیری ها در معامله‌گری

شناخت خطاهای رایج در معامله گری و کاهش اشتباهات برای تبدیل شدن به یک معامله گر منضبط و موفق


گواهیـنامه پایان دوره
ندارد


نحـوه برگـزاری
آنلاین – حضوری


پیـش‌نیـاز دوره
بورسی شو


مـدت دوره

۳ساعت (۱ جلسه ۳ساعته)

مهارت‌هایی که در دوره شناخت خطاها و سوگیری‌ها در معامله‌گری کسب می‌کنید:

خطاها و سوگیری‌های مختلفی در معامله‌گری وجود دارند که برخی از آن‌ها توسط بسیاری از سرمایه‌گذاران بازارهای مالی تکرار می‌شوند، در دوره شناخت خطاها و سوگیری‌ها در معامله‌گری آگاه، به معرفی رایج‌ترین این خطاها و نحوه تشخیص آن‌ها می‌پردازیم و پیشنهادات کاربردی برای عملکرد بهینه سرمایه‌گذاران در این بازار ارائه می‌کنیم.

موارد زیر بخشی از مهم‌ترین مهارت‌هایی هستند که در دوره «شناخت خطاها و سوگیری‌ها در معامله‌گری» کسب می‌کنید:

  • شناخت ماهیت و چیستی خطاها و سوگیری‌های رایج در معامله‌گری
  • تشخیص درست خطاها و سوگیری‌های رایج در بازار سرمایه
  • عدم تاثیر خطاها و اشتباهات در تصمیمات اقتصادی

درباره دوره «شناخت خطاها و سوگیری ها در معامله‌گری» بیشتر بدانیم:

با توجه به نقش عمده خطاهای شناختی در تصمیم گیری ها و خصوصا تصمیمات مالی، در این کارگاه به بررسی تعدادی از سوگیری هایی می‌پردازیم که نقش عمده ای در عملکرد و تصمیمات اقتصادی و مالی ما دارند. در این کارگاه آموزشی ماهیت و چیستی این خطاها ، تأثیر آن در امور زندگی اقتصادی و اینکه چرا باید افراد خصوصا معامله گران بازار های مالی نسبت به این عوامل شناخت و آگاهی داشته باشند مورد بررسی قرار خواهند گرفت. همچنین در این دوره رایج ترین خطاها ، توصیف آنها ، نحوه تشخیص و پیشنهادات کاربردی جهت عملکرد بهینه سرمایه گذاران معرفی ، بررسی و شرح داده میشود.

مدیریت سرمایه چیست؟

احتمالا عبارت مدیریت سرمایه را در بازارهای مالی زیاد شنیده باشید. مدیریت سرمایه در تعریف، استراتژی مالی است که افراد یا شرکت‌ها برای رسیدن به حداکثر بازدهی در مسائل مالی به کار می‌گیرند. این استراتژی برای افراد و سرمایه‌گذاران مختلف متفاوت است و هر کس باید با توجه به میزان سرمایه، اهداف، سطح ریسک‌پذیری، چشم‌انداز سرمایه‌گذاری و … استراتژی خاص خود را برای موفقیت در بازار سرمایه اتخاذ کند. هدف از مدیریت سرمایه در درجه اول حفظ دارایی‌ها در بازارهای مالی و سپس کسب سود و افزایش سرمایه از این طریق است.

از آن‌جایی که بازدهی و ریسک دو مفهومی هستند که در بازار سرمایه پا به پای هم حرکت می‌کنند، برای از دست ندادن دارایی‌ها و سپس رسیدن به سود در این بازار، باید استراتژی معاملاتی مناسبی را اتخاذ و سرمایه را به خوبی مدیریت کرد. آشنایی با خطا و سوگیری‌های رایج بازارهای مالی، از جمله مباحث مهم در مدیریت سرمایه محسوب می‌شود که می‌تواند به فعالان بورس و دیگر بازارهای مالی برای موفقیت بیشتر در این بازار و تکرار نکردن اشتباهات و خطاهای دیگران کمک کند.

سوگیری شناختی در بورس چیست؟

سوگیری‌های شناختی از مهم‌ترین خطاهای معامله‌گران در بازار سرمایه به شمار می‌روند. بسیاری اوقات سرمایه‌گذاران این بازار، نه براساس عقل و منطق بلکه براساس احساسات و هیجان، تصمیماتی می‌گیرند که ممکن است سرمایه آن‌ها را در این بازار به خطر بیندازد و مانع دستیابی سرمایه‌گذاران از رسیدن به اهداف‌شان در بورس شود. به این دسته از اشتباهات، خطاها و سوگیری‌های شناختی گفته می‌شود.

در دوره «شناخت خطاها و سوگیری‌ها در معامله‌گری » کارگزاری آگاه می‌توانید با این سوگیری‌های شناختی و انواع آن و همچنین دیگر خطاهای رایج در بازار سرمایه بیشتر آشنا شوید و معاملات موفق‌تری را در این بازار جذاب و هیجان‌انگیز تجربه کنید.

اشتباهات رایج برای اخذ ویزای استرالیا

اشتباهات رایج برای اخذ ویزای استرالیا

استرالیا یکی از اصلی ترین کشورهای مهاجرپذیر دنیا می باشد که هرساله افراد بسیاری در دنیا آن را برای مهاجرت انتخاب می کنند. این موضوع می تواند دلایل بسیاری داشته باشد که مهاجران این کشور را به عنوان مقصد خود انتخاب می کنند. در حال حاضر ویزاهای کار و مهارت استرالیا از اصلی ترین راه های ورود به استرالیا می باشد که نسبت به دیگر کشورهای مدرن و پیشرفته از شرایط بهتری برخوردار می باشد اما این موضوع به این صورت نمی باشد که هر فردی بتواند به راحتی وارد استرالیا شود علاوه بر سختگیری های منطقی که در این زمینه وجود دارد، افرادی هم هستند که به دلیل اشتباهاتی ناخواسته باعث از دست دادن ویزای کار و مهارت استرالیا می شوند. دلایل بسیاری در این زمینه وجود دارد که اصلی ترین آنها را برای شما عنوان می کنیم. در این مقاله سعی بر این داریم که به بررسی اشتباهات رایج برای اخذ ویزای استرالیا بپردازیم موضوع مهمی که بسیاری از متقاضیان به آنها توجه نمی کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه انواع ویزای استرالیا به لینک مربوطه مراجعه فرمایید.

ارسال اطلاعات متناقض برای اداره مهاجرت استرالیا

اولین و اصلی ترین اشتباه در اخذ ویزای استرالیا که موجب ریجکت شدن پرونده مهاجرتی شما برای استرالیا می شود ارسال اطلاعات متناقض برای اداره مهاجرت استرالیا می باشد. به طور خلاصه شما برای هر ویزایی که اقدام می کنید باید تمام مدارک و اطلاعاتی که ارائه کرده اید کاملا با فرم هایی که تکمیل می کنید. برای مثال اگر شما ادعا 5 سال سابقه کار می کنید باید اسناد و مدارک محکمی برای این ادعا در اختیار اداره مهاجرت قرار دهید و یا اگر متاهل هستید باید مدارک قابل استنادی دال بر اینکه شما واقعا باهم زوج هستید را ارائه کنید، تاریخ فارغ التحصیلی دانشگاه باید با موارد موجود در رزومه تان مطابقت داشته باشد. به طور کلی هر گونه تناقض، پرونده مهاجرتی شما را به خطر می‌اندازد و اداره مهاجرت استرالیا، در این خصوص بسیار سخت‌گیر است و آن را معمولا خدعه و نیرنگ ارزیابی می‌کند. به هر حال اداره مهاجرت برای رعایت عدالت به افراد یک بار فرصت می دهد تا توضیحات قانع‌ کننده‌ای ارائه کند و اگر فرد نتواند توجیه مناسبی داشته باشد، درخواست او پذیرفته نمی‌شود.

اشتباه در ثبت EOI استرالیا

مرحله اول کار شما EOI می باشد این فرم هرچند قابل ویزایش می باشد ولی باید دقت کنید که اشتباه در پرکردن فرم EOI استرالیا برای مهاجرت می تواند در آینده روند پرونده شما را تغییر دهد. توصیه می کنید در پر کرد فرم EOI بسیار دقت کنید اگر تجربه کافی و یا اطلاعات کاملی در این زمینه ندارید بهتر است از مشاوران و یا وکلای خبره در این زمینه استفاده کنید.

اشتباهات رایج برای اخذ ویزای استرالیا

ارسال اشتباه مدارک برای اداره مهاجرت استرالیا

شما قصد دارید با ارسال مدارک اظهارات خود را اثبات کنید این مدارک می تواند شامل مدارک تحصیلی شما باشد و یا مدارک مربوط به شغل شما توجه کنید که باید مدارک شما کامل باشد. برای اثبات سابقه اشتغال خود، باید گواهی اشتغال، صورت حساب های بانکی، قبض های مالیاتی و … را ارائه دهید.

انتخاب کدشغلی در ویزاهای کار و مهارت استرالیا

انتخاب کد شغلی یکی از اصلی ترین موارد محسوب می شود. این موضوع کمی تخصصی می باشد و به شما توصیه می کنم در این مورد از وکلا و افراد باتجربه و با دانش بروز استفاده کنید چرا که بسیاری از افراد به دلیل نوع مدرک تحصیلی و یا کد شغلی خود این شانس را دارند که در چند کد شغلی مختلف اقدام کنند این بدان معنا می باشد که برخی از کد شغلی ها شانس بیشتر را دارند برای رسیدن به ویزای استرالیا در اینجا شما باید بهترین کد شغلی را انتخاب کنید.

بیان اطلاعات نادرست و یا پنهان کردن حقیقت در اخذ ویزای استرالیا

شاید اگر واقع بین باشیم در برخی از موارد درصدی از متقاضیان سعی می کنند تا تمام حقیقت را نگویند اما دیده شده است که تعدادی از متقاضیان با استفاده از جعل اسناد شغلی، تحصیلی و یا پنهان کردن هرگونه محکومیت کیفری گذشته سعی به اخذ ویزای استرالیا می کنند که در بسیاری از موارد به ریجکت و رد شدن ویزای آنها می انجامد از این رو این مورد که تعداد کمی هم ندارد می تواند یکی از اشتباهات رایج برای اخذ ویزای استرالیا باشد. شما باید در مورد هر گونه مشکلات قانونی یا محکومیت کیفری صادق باشید. مقامات مهاجرت به هر پایگاه اطلاعاتی که بتواند اطلاعات شما را تصدیق کند، دسترسی دارند. هر گونه اطلاعات متناقض می تواند به رد ویزا منجر شود.

اثبات سوابق مدیریتی برای اخذ ویزای استرالیا سرمایه گذاری

همانطور که می دانید یکی از شرایط ویزای سرمایه گذاری این است که شما اثبات کنید که حداقل دو سال مالی کامل کارفرما یا خویش‌فرما بوده‌ اید. اثبات کارفرمایی یکی از مهم‌ترین چالش‌های این ویزا است. یکی از اشتباهات رایج برای اخذ ویزای استرالیا این است که برخی اوقات فرد متقاضی به دلیل عدم توانایی در اثبات کارفرمایی‌اش نمی‌تواند اقامت استرالیا را دریافت کند. درحالی‌که در بسیاری موارد با ارائه مدارکی نظیر جواز کسب، پروانه ساختمان‌سازی، مشارکت مدنی، فرانشیز و …این کار امکان‌پذیر است. این گروه از ویزاها بسیار پیچیده می باشند و اشتباهات کوچک می تواند باعث از دست رفتن هزینه های شما شود.

۵ اشتباه رایج استارتاپ ها در جذب سرمایه

افزایش سرمایه چالشی همیشگی برای بنیانگذاران استارتاپ ها

در سال گذشته با بررسی برخی از مشتریان چنسیفای به این نتیجه رسیدیم که معمولا استارتاپ ها در جذب سرمایه دچار اشتباهاتی می شوند که این اشتباهات تقریبا از یک الگوی یکسان تبعیت می کنند و در ۵ دسته اصلی طبقه بندی می گردند . در ادامه به بررسی این ۵ اشتباه رایج استارتاپ ها در جذب سرمایه خواهیم پرداخت .

اشتباه اول: افزایش سرمایه با هدف استخدام افراد جهت ساخت یک تیم اساسی

متداول ترین سوالی که از جانب استارتاپ هایی با یک موسس پرسیده شد این بود که ما چگونه می توانیم با جذب سرمایه یک CTO یا CMO یا Growth Hacker خوب برای استارتاپ خود پیدا کنیم؟ فرض اولیه ما این بود کارآفرینان از نظر شخصیتی و تفکری با کسانی که برای مثال مسیر شغلی توسعه دهنده نرم افزار را برای خود در نظر گرفته اند متفاوت است . ما با موسسان زیادی صحبت کرده ایم تعداد زیادی از آنها هزاران ایده جذاب برای تولید محصول دارند و یا هزاران ایده برای فروش محصول، اما متاسفانه عمدتا با CEO هایی مواحه شدیم که توانایی توسعه فنی محصول مورد نظر را نداشتند و به دنبال یک CTO مجرب برای محصول خود می گشتند که متاسفانه قادر به یافتن او نبودند .

اینجاست که باید این نکته کلیدی را به ذهن بسپارید پیدا کردن هم بنیانگذار مناسب برای محصول یا ایده شما که دارای مهارتهای فنی در توسعه محصول و ایده باشد اولین چالشی است که شما باید به عنوان کارآفرین پشت سر بگذارید . راه حل جایگزین نه چندان ساده شاید یاد گرفتن برنامه نویسی باشد که خود فرآیندی زمانبر است و نیازمند تمرکز بالاست و بنابر تجربه باید بگوییم که یاد گرفتن برنامه نویسی، توسعه محصول،‌ تلاش برای معرفی برند و فروش محصول به صورت همزمان کاری دشوار و تقریبا غیرممکن است . این، مهم ترین مورد از ۵ اشتباه رایج استارتاپ ها در جذب سرمایه است!

در حقیقت سرمایه گذاران انتظار دارند که شما وقتی با آنان ارتباط برقرار می کنید تیم داشته باشید، زیرا معمولا تمایل ندارند که شخصی به عنوان هم بنیانگذار پس از افزایش سرمایه و صرفا با دیدن مبلغ سرمایه گذاری شده و یا با هدف دریافت مبلغی مناسب به استارتاپ شما اضافه شود، چرا که احتمالا افرادی که از ابتدا در شکل گیری ایده و محصول نقش داشته اند انگیزه ای فراتر از پول برای رشد محصول دارند و این برای یک سرمایه گذار ارزشمند است . تیم اولیه استارتاپ که معمولا از دو یا سه نفر تشکیل می گردد افرادی هستند که برای ایده یا محصول وقت گذاشته اند و حاضرند برای رشد محصول مبلغی به مراتب کمتر از میانگین بازار دریافت کنند تا زمانی که استارتاپ آنها به سوددهی و بلوغ برسد .

اشتباه دوم: درخواست موافقتنامه عدم افشای محرمانگی از سرمایه گذاران

مهم نیست محصول شما چقدر نوآورانه است، مهم نیست چه تعداد پتنت می توانید برای ایده خود ثبت کنید . سرمایه گذار در ازای دریافت پیچ دک شما موافقتنامه عدم افشای محرمانگی امضا نمی کنند .

پیچ دک باید فقط معرفی مختصری از بیزنس استارتاپ شما باشد و قرار نیست جزییات مالی و اقتصادی آن و یا جزییات فنی به دقت در آن بیان شوند

اگر نگران این مساله هستید که فردی با دیدن پیچ دک، ایده شما را کپی کند فراموش نکنید که این اتفاق حتی بعد از راه اندازی محصول نیز امکانپذیر است . شرکت ها به خاطر ایده هایشان موفق نمی شوند بلکه به خاطر نحوه اجرای آن موفق می شوند .

اغلب سرمایه گذاران ماهانه ده ها یا صدها ایده و محصول را بررسی می کنند و امضای موافقتنامه عدم افشای محرمانگی با تک تک آنها مسیولیتی بسیار دشوار است .

اشتباه سوم: انتخاب سرمایه گذار اشتباه

نیازی نیست همه استارتاپ ها به سراغ VC ها برای سرمایه گذاری بروند .

اگر به دنبال جذب سرمایه از سرمایه گذاران سیلیکون ولی هستید باید توانایی درآمدی در حدود صد میلیون دلار سالانه را داشته باشید، علاوه برآن تکنولوژی مورد استفاده محصول شما باید شاخص بوده و نیاز به سرمایه انسانی آن کم باشد ( شرکت های مشاوره ای و شرکت هایی که در زمینه تکنولوژی فعال نیستند استثنا هستند ).

سرمایه گذاران سیلیکون ولی معمولا چیزی بین پانصد هزار تا یک میلیون دلار بر روی اشتباهات متداول در سرمایه‌گذاری استارتاپ ها در ازای دریافت ۱۵ تا ۲۵ درصد از سهم استارتاپ ها سرمایه گذاری می کنند . آنها انتظار دارند که سرمایه شان در طول ۵ سال ۱۰ برابر شود که این به معنای رشد نمایی آن استارتاپ است .

این موضوع نیز یکی از ۵ اشتباه رایج استارتاپ ها در جذب سرمایه است که معمولا توجه کمتری به آن می شود!

استارتاپ هایی که این شرایط را ندارند نباید نگران باشند راه هایی وجود دارد از جمله شرکت در دوره های انکوباتورها و یا جذب سرمایه از سرمایه گذاران فرشته ای که در ازای افزایش سرمایه ای به مراتب کمتر از VC ها درصدی بسیار کمتر و نزدیک به صفر را از استارتاپ ها به مالکیت خود در خواهند آورد .

اشتباه چهارم: تلاش برای افزایش بیش از حد سرمایه

ما کارآفرینانی را دیده ایم بدون تیم، بدون محصول، بدون درآمد که در تلاش هستند که در دوره افزایش سرمایه ۵ میلیون دلاری شرکت کنند که برای بسیاری از صنایع و موسسان آنها حتی با چندین سال تجربه کاری بسیار دشوار است .

افزایش سرمایه عملا قدرت تصمیم گیری و مالکیت شما در محصولتان را کم می کند بنابراین باید در هر مرحله هوشمندانه مبلغ جذب سرمایه را انتخاب کنید . به همین دلیل است که داشتن یک پلن مالی مناسب همیشه ضروری است .

اشتباه پنجم: سرمایه گذاران را از خود ناامید کنید

مساله مهم در جذب سرمایه این است که سرمایه گذاران همیشه به دنبال وعده های بازگشت پول از جانب استارتاپ ها هستند . به یاد داشته باشید زمانی که با سرمایه گذار ارتباط برقرار می کنید هیچ گاه ابراز ناامیدی از پیشرفت استارتاپ و یا نگرانی از آینده آن نکنید چرا که رفتار و گفتار شما بیان کننده نحوه مدیریت استارتاپ شماست و سرمایه گذار هیچ گاه بر روی آینده نامعلوم و یا بنیانگذار ناامید سرمایه گذاری نخواهد کرد . نکته مهم دیگر این است که جذب سرمایه آن هم به صورت حداقلی آخرین چیزی است که شما اشتباهات متداول در سرمایه‌گذاری برای موفقیت استارتاپ خود نیاز دارید چرا که با سرمایه گذاری کم و پلکانی شما همچنان موقعیت خوبی در استارتاپتان خواهید داشت و قدرت تصمیم گیری بالای خود را حفظ خواهید کرد .

در چنسیفای ما همواره تلاش خود را متمرکز بر موفقیت استارتاپ ها کرده ایم و هدف ما ارایه خدمات با کیفیت به استارتاپ های ایرانی در راه رشد آنهاست . کافی ست از بخش خدمات، خدمت مورد نیاز خود را انتخاب و مشخصات خود را برای چنسیفای ارسال کنید تا ظرف حداکثر 2 روز کاری با شما تماس گرفته شود . یا اگر نیاز به مشاوره دارید، فرم رزرو زمان مشاوره چنسیفای را تکمیل کنید یا در صورت ضرورت از طریق بخش تماس با چنسیفای با شماره های مندرج تماس بگیرید تا راهنمایی های لازم را دریافت کنید .

رایج ترین اشتباهات معامله گران فارکس را بدانید

اشتباهات معامله گران فارکس در بازارهای مالی

اشتباهات معامله گران فارکس با اینکه یک موضوع تکراری محسوب می شود اما همچنان بسیاری از تریدرها ، (اگر نگوییم همه) از آن ها رنج می برند،پس تصمیم گرفتیم در این مقاله به طور عمیق این اشتباهات را که اشاره ای به روانشناسی معامله گری دارد، مورد بررسی و بحث قرار دهیم. رایج ترین اشتباهات معاملاتی، و مهمتر از آن، ما سعی خواهیم کرد ابزارهایی را در اختیار شما قرار دهیم تا آن چالش ها را ساده تر برطرف کنید.

اگر میخواهید یک معامله گر موفق در بازار فارکس باشید، یک لیوان قهوه یا چای برای خودتان بریزید و در ادامه مقاله همراهمان باشید 🙂

رایج ترین اشتباهات معامله گران فارکس چه مواردی هستند؟

دو چیز وجود دارد که معامله‌گران فکر می‌کنند بیشتر از همه از آن رنج می‌برند :

1- انجام معامله بیش از حد مجاز ( Over trading )

2- اهرم یا لوریج بالا

اما اینها فقط قسمت کوچکی از یک مشکل بسیار بزرگتر هستند،در واقع اینها فقط اقدامات هستند، آنها مانند علامت بیماری می مانند که باید آن را درست شناسایی کنیم.
چیزی در پشت این رفتار وجود دارد که باعث می شود معامله گران در نهایت وارد معامله یا اهرم بیش از حد شوند.دقیقا همان چیزی است که ما می خواهیم بفهمیم.

در ادامه چند نمونه از نمودارها را برایتان قرار دادیم که هر نمودار داستانی را بیان می کند:

اهرم یا لوریج بالا

این یک حساب 80 هزار دلاری است، ما می‌توانیم برای مدتی سودهای بسیار کمی را ببینیم، و ناگهان با ضرر بزرگی به پایان می‌رسد و حساب را صفر می‌کند. بنابراین، این یک معامله اهرمی یا انتقامی یا معامله بیش از اندازه است که باعث این امر شده است.
این می تواند نتیجه عدم صبر باشد، معامله گر احساس بی حوصلگی می کرد و می خواست به سرعت سود کند اما در نهایت ضرر زیادی متحمل شد.

عدم صبر

چیزی مشابه در اینجا، (یک حساب 10 هزار دلاری) خط نقطه چین، خط حقوق صاحبان سهام است و خط آبی خط تعادل است، بنابراین می توانید با توجه به سودهای اندک، کاهش شدیدی را در سهام مشاهده کنید،

این معامله گر برای به دست آوردن سودهای ناچیز، مقدار زیادی ضرر را متحمل می شود. .
نظم و انضباط کافی برای حفظ یک استراتژی که ممکن است خیلی طول بکشد تا به شما نتیجه دهد ممکن است ناامید کننده باشد و احساساتی را برانگیزد که باعث شود معامله گر آرزوی بازدهی بیشتری در مدت زمان کمتری را داشته باشد، سپس معاملاتی را باز کند که در نهایت ضرر شود و آرزوی بزرگ سود زیاد از دست بدهد .
برای سوددهی سریعتر، معامله گر حساب را منفجر می کند !

اعتماد به نفس بیش از حد

اینجا نیز ما می‌توانیم تعادل خوبی را ببینیم، اما همچنین سهامی را که مدت زیادی در حال کاهش است،
ببینیم. این معامله‌گر چقدر به هدف نزدیک بود؟ فقط چند صد دلار فاصله داشت؟ اعتماد بنفس بیش از اندازه ای که این معامله گر در طول این مدت بخاطر سودهای بیشتر داشت و میخواست سریعتر به هدف خود برسد که باعث شد حسابش دچار ضرر بزرگی شود و حسابش را از دست بدهد و هر چه به دست آورده بود به بازار پس بدهد.

حجم بیش از اندازه

چیزی مشابه در اینجا، معامله‌گری که در اوایل کارش با رعایت حجم شاهد رشد و ضرر حسابش است، کارش خوب است و ولی زمانی که می‌خواهد سریع به هدف برسد، بنابراین اندازه لات یا حجم را افزایش می‌دهد که در نهایت منجر به یک ضرر بزرگ می‌شود.

نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward) یا سود به ضرر منفی

در اینجا معامله گر در ابتدا با رعایت این نسبت توانسته است حساب خودش را به آهستگی رشد دهد هر چند گاهی حساب ضررهایی را داشته است، اما وقتی که معامله‌گر می‌خواهد به سرعت به هدف برسد – معامله بزرگ‌تری انجام می‌دهد، ضرر بزرگی دریافت می‌کند و سپس به نقطه پایان می‌رسد.

هر نموداری داستانی پشت خود دارد و ما می‌توانیم علل یا محرک‌های متفاوتی را در هر کدام ببینیم. برخی از این محرک ها می تواند شامل یک احساس باشد، ممکن است یک انتظار باشد، ممکن است فقدان نظم و انضباط، عدم ثبات، عدم اعتماد به سیستم، حرص و آز و شاید اعتماد بنفس بیش از حدی باشد که در نهایت با استفاده از اهرم بالاتر یا معاملات بیش از حد مجاز منجر به از دست دادن حساب خواهد شد.

انتظارات غیرواقعی

بیایید در مورد دلایل احتمالی اشتباهات رایج معامله گری در معاملات بیش از حد و اهرم بالا که در واقع همان انتظارات غیر واقعی هستند صحبت کنیم:
اگر کمی بیشتر آن را بررسی کنیم، انتظارات غیر واقعی را می توانیم در سه جنبه متفاوت دسته بندی کنیم :

  • انتظارات غیر واقعی در مورد موفقیت
  • انتظارات غیر واقعی در مورد نتایج
  • انتظارات غیرواقع بینانه در مورد زمان

داشتن انتظارات غیر واقعی از موفقیت

به عنوان یک انسان، ممکن است زمانی که شروع به انجام هر کاری می کنیم، گمان کنیم مسیر پیشرفت و موفقیت ما یک مسیر خطی و ساده است و به راحتی به هدف خود خواهیم رسید.

اما در تجارت و معامله گری، مسیر موفقیت واقعاً اینگونه به نظر می رسد:

این یک راه طولانی بسیار سخت است، تا حدی به این دلیل که ما، به عنوان انسان، به انجام برخی اقدامات و گرفتن نتیجه ای از آن عمل عادت کرده ایم. در ریاضیات 2+2 همیشه 4 است. اگر یک ساز بزنیم، هر بار که یک نت خاص را می نوازیم همیشه یکسان می شود. اما اینجا در معاملات گاهی اوقات فکر می‌کنیم که داریم همان عمل را انجام می‌دهیم، سیستم یا استراتژی خود را دنبال می‌کنیم، سیگنالی در استراتژی خود داریم و نتایج یکسانی دریافت نمی‌کنیم، گاهی اوقات این معاملات منجر به برد می‌شوند، گاهی اوقات زمانی که بازخورد مثبتی از بازار نداریم، اندازه گیری موفقیت یا پیشرفت بسیار سخت است.

انتظارات ما در مورد موفقیت در بازار با آنچه در زندگی تجربه می کنیم بسیار متفاوت است. در شرایط سخت بازار اینکه بتوانیم موفقیت مداوم بدست آوریم کاری سخت است و باعث می شود احساس عدم موفقیت و پیشرفت به ما دست دهد. برای همین در اینجا به مواردی بپردازیم که برای پیشرفت مداوم شما و بودن همیشگی در بازار نیاز هست بپردازیم:

معیار خود باشید

چگونه می توانیم تعریف کنیم که موفقیت برای هر یک از ما چیست؟ باید بدانید موفقیت یعنی که هر بار چه میزان نسبت به قبل و به طور مداوم پیشرفت کنیم. این واقعیت که همه ما پیشینه‌های مختلف، اندازه حساب‌های مختلف، مهارت‌های مختلف، زمان در دسترس متفاوت داریم، این مسیر بسیار متفاوتی است که هر معامله‌گری باید از آن عبور کند و شما باید شروع به اندازه‌گیری خودتان با خودتان کنید، باید شروع به مقایسه خودتان با خودتان کنید و سپس ببینید آیا پیشرفتی داشته اید یا خیر.

معیار خود باشید، از مقایسه خود با دیگران دست بردارید و شروع به مقایسه خود با نتایج 100 معامله قبل یا یک ماه قبل یا یک سال قبل کنید. آیا شما یک معامله گر بهتر هستید یا یک معامله گر بدتر؟ این پیشرفت را تصدیق کنید. موفقیت در تجارت بسیار نسبی است. اگر یک معامله گر بازنده بودید و اکنون یک معامله گر سربه سر هستید، این یک نوع موفقیت است. اگر شما یک معامله گر سربه سر هستید و سپس تبدیل به یک معامله گر ثابت می شوید، بهتر است، و از ثبات تا سودآوری شروع می کنید به بهتر شدن، اما این کار زمان می برد.

اکنون وقتی به نتایج فکر می کنیم، البته پول نتیجه نهایی معامله است ، باید به این فکر کنیم که چه چیزی واقع بینانه است؟ اندازه حساب ما چقدر است؟ و چه چیزی می توانیم از آن به دست آوریم؟ ما نمی توانیم از یک حساب بسیار کوچک انتظار داشته باشیم که پول زیادی به دست آورد، این چیزی است که واقع بینانه نیست. شما این را از قبل می دانید، بنابراین ما باید در مورد نتایج خود به روشی واقع بینانه فکر کنیم و تجارت را به عنوان حرفه ای در نظر نگیریم که می تواند میلیون ها دلار را خیلی سریع یا با یک حساب کوچک به شما بدهد زیرا این واقع بینانه نیست.

همین امر در مورد زمان نیز صدق می کند. به مدرک دانشگاهی فکر کنید، ما سال ها از زندگی خود را سرمایه گذاری می کنیم تا در کاری حرفه ای شویم و بنا به دلایلی می خواهیم بازدهی و موفقیت فوری داشته باشیم و باید به یاد داشته باشیم که تجارت به سال ها تمرین و تجربه نیاز دارد، بنابراین شما باید به زمان متعهد باشید. ممکن است در مورد 10000 ساعت مورد نیاز برای تسلط بر برخی مهارت ها شنیده باشید( هر نوع مهارتی که کاربردی و عملی است)، بنابراین شاید برای حرفه ای شدن در معامله گری هم نیاز به 10000 معامله در بازار داشته باشید و باید زمان در دسترس و آزاد خود را جهت انجام این تعداد معامله را در نظر بگیرید.

شما ممکن است شغل دیگری داشته باشید، بنابراین مجبور به معامله در تایم فریم های بزرگ‌تر هستید و در نتیجه ستاپ های کمتر و زمان کمتری خواهید داشت و اگر زمان آزاد بیشتری برای تمرین داشته باشید، شاید مسیرتان کوتاه‌تر شود، اما این نکته را فراموش نکنید که ما باید درک کنیم واقعیت ما چیست و زمان در دسترس ما برای تمرین چقدر است و نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که در کمتر از شش ماه، یک سال یا دو سال به موفقیت های بزرگ در معاملات دست پیدا کنیم. کمتر از این مدت زمان در واقع بسیار نامعقول و غیر منطقی است!



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.